ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
355
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
مىخواست براى محمد بن عبد الله بن حسين بن على ، بيعت بگيرد . ابو العباس از اين موضوع آگاه شد و ترسيد كه يمنيان همراه ابن هبيره به پا خيزند و كار را بر بنى عباس سخت كنند . ابو جعفر نامهاى براى يمنيان نوشت : پادشاهى از آن شماست و دوره نيز دورهء شماست . ابو جعفر نامهاى براى زياد بن صالح حارثى كه كارگزار ابن هبيره در مدينه بود نوشت . زياد ، پاسخ نامهء ابو جعفر را داد و آن نيز براى آن بود كه مىترسيد مبادا به مدينه بريزند و او را به قتل رسانند . هنگامى كه موقع نماز عشا شد گروهى از مردم مدينه نزد زياد رفتند ، على بن هيثم به وى گفت : به خدا سوگند ، بزرگترين مشكل من همين است كه تو با آنان هستى ، نمىدانيم فردا چه پيش خواهد آمد ، گويى روزى را مىبينم كه مغرب و شرق براى بنى عباس هموار مىشود . اگر ابو العباس را ديدار كردى ، همانطور كه براى خود امان مىگيرى براى من نيز چنين كن . زياد گفت : من به كسى حتى به فرزندم اعتماد ندارم ، ليكن به تو اعتماد دارم و دوست دارم كه كليدهاى شهر را به تو بدهم . صبح خيلى زود زياد فرمان داد تا بارها را ببندند و از مدينه بيرون رود . وقتى كار زياد به اطلاع ابن هبيره رسيد ، گريه كرد و گفت : پس از زياد به كسى ديگر اعتماد ندارم . گويند ، ميان ابن هبيره ، و ابو جعفر نامهها و فرستادگانى رد و بدل شد تا اين كه ابن هبيره نزد ابو جعفر رفت و آنچه را كه در دست داشت به ابو جعفر تفويض كرد . امان نامه مردى از قبيله قيس به نام ابو بكر بن مصعب عقيلى سعى و تلاش زيادى براى بستن پيمان صلح ميان ابو جعفر و ابن هبيره كرد ، تا اين كه سرانجام بدين كار موفق شد و امان نامهاى با مضمون زيرا براى ابن هبيره آورد : به نام خداوند بخشندهء مهربان اين نامهاى است از عبد الله بن محمد بن على ، ابو جعفر ، ولى امر مسلمانان براى يزيد بن هبيره و آنانى كه همراه وى هستند ، از جمله مردم شام ، عراق ، مدينه و واسط ، من شما را در پناه خود گرفتم و در اين كار خدا را به شهادت مىگيرم . او كه اسرار بندگان را مىداند و انديشههاى آنان را باور دارد ، او هر آنچه را كه بندگان پنهان مىكنند و در قلب خود خطور مىدهند همه را مىداند . همهء كارها به سوى خداست ،